روایت جهاد

وقتی قلم موهای جهادِ دختران قمی، نذر شهدای میناب شدند

1365cee4e04a48fa9eaec009a5552f50
هر بار که قلم‌مو را داخل قوطی رنگ فرو می‌برم، نیتی در دلم روشن می‌شود این بار، با هر خطی که روی دیوار کشیدم، یاد شهدای مظلوم میناب در ذهنم زنده شد؛ به نیت رهبر عزیزم، ائمهٔ معصومین و خانواده‌ام رنگ‌ها را روی تن سرد دیوار نشاندم.

پایگاه اطلاع رسانی روایت جهاد، شهریور، واپسین نفس‌های گرم خود را در دشت‌های تفتیده قم می‌کشد؛ اما در این دیار، داغی آفتاب حریف اراده‌ای از جنس اخلاص و جوانی نشده است، همه چیز از یک جرقه عاطفی و عهدی قلبی آغاز شد؛ روزهایی که غبار سنگین حوادث و تلخی پرواز مظلومانه ۱۶۸ کبوتر خونین‌بال و دانش‌آموزان بی‌گناه میناب، دل‌ها را به درد آورده بود، این داغ، باید پاسخی از جنس حیات و پویایی می‌یافت، در امتداد «طرح شهید عجمیان» و در روزهایی که جامعه نیازمند امیدآفرینی بود، پازل ارادت با قلم‌موهای جهادی تکمیل شد.

b62173eb029f473995b8f1d1fcec9937 1

لبیک ۷۰ دختر نوجوان به یک فراخوان جهادی که اعلام شد 

شاید کمتر کسی باور می‌کرد دختران نوجوان و دهه هشتادی این‌چنین بی‌تابانه و پرشور به صف خدمت بپیوندند ۷۰ دختر جهادگر ثبت نام کردند که ۳۵ نفر با دستان کوچک اما همت‌های بلند، کوله‌بار همت بستند و راهی مناطقی شدند که ماه‌ها غبار سکوت و خستگی بر دیوارهای مدارسش سنگینی می‌کرد، مقصد، دیار باصفای «طایقان»، روستای «نیزار» و خطه «قلعه‌چم» بود؛ مدارسی که گویی در انتظار یک دمِ مسیحایی بودند تا دوباره با شور و نشاط زنده شوند.

d1398f878d0946fba86696acdb640ef8

سه روز در گرمای داغ تابستان؛ مشق عشق و ایستادگی

سه روز متوالی در گرم‌ترین روزهای تابستان، صدای غِل خوردن غلتک در سینی رنگ، خنده‌های پاک نوجوانی و ذکر صلوات در حیاط سه مدرسه( روستاهای: طایقان، قلعه‌چم، نیزار) پیچید و دختران جهادی بومی طایقان نیز دوشادوش این کاروان باصفا ایستادند؛ حضوری که بوی اصالت و همدلی می‌داد و تکیه‌گاهی امن برای پیشبرد کار شد.

دیوارهای سیمانی و رنگ‌ورورفته که ماه‌ها سکوت را تجربه کرده بودند، ذره‌ذره زیر رقص قلم‌موها جان گرفتند آبیِ آسمانی، زردِ آفتابی و سبزِ بهاری، جایگزین ترک‌ها و تیرگی‌ها شد، لبخند و نگاه‌های کنجکاو بچه‌های روستا که از پشت درها و پنجره‌ها باذوق به هنرنمایی خواهران بزرگ‌تر خود خیره می‌شدند، بهترین پاداش برای عرق‌هایی بود که بر پیشانی می‌نشست؛ این فقط یک رنگ‌آمیزی ساده نبود پیوند دوباره کودکان باکلاس درس، امید و آینده بود.

e6981ed8ceed4b1b8c45143429d3911c

جهاد یعنی عشق؛ روایت آرمیتا ۱۷ ساله از جهاد و خدمت

در میان هیاهوی رنگ‌ها و غبار گچ، چهره‌ای بانشاط و مصمم جلب‌توجه می‌کند؛ «آرمیتا ابراهیمی»، متولد ۱۳۸۸، نوجوانی از جنس نسل چهارم انقلاب که تعطیلاتش را نه پای روزمرگی‌های مجازی، بلکه در اردوی جهاد و خدمت گذرانده است.

آرمیتا درحالی‌که ردی از رنگ‌های روشن روی دست‌هایش نشسته، با نگاهی عمیق می‌گوید: «شاید از بیرون، کار ما فقط رنگ‌زدن چند دیوار سیمانی به نظر برسد؛ اما برای من خیلی بیشتر از این حرف‌هاست، ما اینجاییم تا بخشی از حال خوب بچه‌هایی را بسازیم که قرار است بهترین روزهای زندگی‌شان را روی همین نیمکت‌ها سپری کنند، خیلی‌ها شاید فکر کنند دهه هشتادی‌ها فقط در قاب گوشی خلاصه می‌شوند، اما حقیقت این است که ما هم تشنه کار مفید و اثرگذاری واقعی هستیم.

او ادامه می‌دهد: «تعطیلات و تفریح برای همه جذاب است، اما وقتی می‌دانی خستگی امروز تو فردا لبخند بر لبان یک هم‌سن‌وسال می‌نشاند، این خستگی شیرین‌ترین تجربه دنیا می‌شود، ما این قلم‌موها را به نیت شهدای عزیزمان و ادای دینی کوچک به آن عزیزان روی دیوار کشیدیم، اگر بخواهم جهاد را در یک واژه معنا کنم، آن واژه فقط “عشق” است؛ وقتی کاری با عشق انجام شود، خستگی به خاطره‌ای ماندگار تبدیل می‌شود.

c8af0e887da4477c8557841bbbcc1fdf

روایت جهادگری که معادله ریاضی را با رنگ و عشق حل کرد

در گوشه‌ای از حیاط مدرسه، دختری با پیش‌بندی که لکه‌های رنگ بر آن خودنمایی می‌کند، تمام تمرکزش را به حرکت ظریف قلم‌مو روی دیوار داده است. «نازنین زهرا فلاح زاده » دانش‌آموز پایه دهم رشته ریاضی فیزیک است؛ نوجوانی ۱۷ساله که تصمیم گرفته زیباترین فرمول زندگی‌اش را نه روی کاغذ، بلکه روی دیوارهای گچی این مدرسه بنویسد.

او هم متولد سال ۱۳۸۸ است دختری که روزهایش با فرمول‌های ریاضی و فیزیک گره‌خورده است می‌گوید:من این بار قلم‌مو به دست گرفته‌ام تا زیباترین معادلهٔ زندگی‌ام را روی دیوارهای یک مدرسه در منطقه‌ای محروم بنویسم.

544ca5c4e0594fbd8b71e351cc4928d2

او می گوید: شاید خیلی‌ها فکر کنند نسل ما—بچه‌های دهه هشتاد— در فضای مجازی و بازی‌های آنلاین خلاصه می‌شوند اما این تمام ماجرا نیست؛ همه‌چیز به انتخاب خودت بستگی دارد وقتی تعطیلات از راه رسید، با خودم فکر کردم چرا این روزهای فراغت را خرج کاری نکنم که هم برای دنیایم قشنگ باشد و هم توشه‌ای پربار برای آخرتم؟ از طریق یکی از دوستان صمیمی‌ام با این گروه جهادی آشنا شدم؛ از همان بدو ورود، عطر معنویت و صمیمیتِ بی‌پیرایه‌ای که در فضا موج می‌زد، مرا پاگیر کرد.

“اینجا، زیر تیغ آفتاب و در هیاهوی رنگ‌ها، خستگی معنای دیگری دارد، دست‌هایمان رنگی می‌شود و تن‌مان خسته، اما این خستگی از آن جنس دردهای ماندگار نیست؛ یک جور «خستگی قشنگ» و شیرین است که روح آدم را تازه می‌کند، کنار رفقای هم‌سن‌وسالم کار گروهی را نفس می‌کشم، زندگی در دل جامعه را یاد می‌گیرم و با هر حرکت قلم‌مو، قلبم آرام می‌گیرد؛ چون می‌دانم هر قطره عرقی که می‌ریزم، قدمی کوچک برای خدمت به کشورم و زمینه‌سازی برای ظهور است.

هر بار که قلم‌مو را داخل قوطی رنگ فرو می‌برم، نیتی در دلم روشن می‌شود این بار، با هر خطی که روی دیوار کشیدم، یاد شهدای مظلوم میناب در ذهنم زنده شد؛ به نیت رهبر عزیزم، ائمه‌ی معصومین و خانواده‌ام رنگ‌ها را روی تن سرد دیوار نشاندم.

fc37a045b49e43d99a26ad813c39efcd

جهادگر نوجوان ادامه می‌دهد” وقتی به دیوارهای جان‌گرفته نگاه می‌کنم، چشمانم را می‌بندم و اول مهر را تصور می‌کنم صدای زنگ مدرسه، هیاهوی بچه‌ها با کیف‌های نو، و نگاه‌های پر از شوقشان به این نقاشی‌ها و رنگ‌های شاد، شاید این رنگ‌آمیزی‌ها برای چشم ما بزرگ‌ترها ساده و معمولی به نظر برسد، اما برای دنیای پاک و کودکانه‌ی آن‌ها، دنیایی از انرژی، ذوق و لبخند است، همین تصور که لبخندی روی لب کودکی بنشیند، عمیق‌ترین شادی دنیا را به قلبم هدیه می‌دهد.

او می‌گوید: اگر بخواهم با هم‌سن‌وسال‌های خودم، با بچه‌های دهه هشتادی حرف بزنم، می‌گویم: از لاک خودتان بیرون بیایید، وارد این جمع‌های جهادی شوید و لذت خدمت در مناطق محروم را بچشید. این مسیر، روح آدم را بزرگ و مستقل می‌کند.اگر از من بپرسند این حرکت و اردوی جهادی را در یک کلمه خلاصه کن، با تمام وجودم می‌گویم: «خدمتی بی‌نهایت ارزشمند»

05b938400cfa4fcc9b8ab6c379f4777e

مشق عشقی که ماندگار شد

اردوی سه‌روزه جهادگران دختر گروه جهادی سرداران مقاومت در طایقان، نیزار و قلعه‌چم با رنگ‌آمیزی و فضاسازی کامل سه باب مدرسه به پایان رسید، اما رد پای این حضور تا سال‌ها بر دیوارهای این مناطق و در خاطره کودکان روستا به یادگار خواهد ماند.

دختران دهه هشتادی قم نشان دادند که آرمان‌خواهی، ایثار و خدمت به محرومان سن و سال نمی‌شناسد؛ آنها با تلفیق هنر، عاطفه و غیرت انقلابی ثابت کردند که پرچم خدمت‌رسانی و زنده نگه‌داشتن یاد شهدای والامقام میهن، امروز در دستان مطمئن‌ترین، باانگیزه‌ترین و پویاترین نسل انقلاب اسلامی قرار دارد، جهادگران نوجوان، حضور در این اردوها را دانشگاه انسان‌سازی و خودسازی می‌دانند؛ فرصتی ناب که آنان را از لاک زندگی فردی خارج کرده و روحیه استقلال، ایثار و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در وجودشان بارور می‌سازد.

462b56fa1ee142d2a8fe40c2aa238b26

https://eitaa.com/revayatejahadi

لینک کوتاه خبر: https://revayatejahad.ir/43mx

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا